خونه تکونی دل..

من نام کسی نخوانده ام الا تو
با هیچ کسی نمانده ام الا تو
عید آمد و من خانه تکانی کردم
از دل همه را تکانده ام الا تو.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به گل پسر خونه ی من
عزیز دلم داریم آخرین روزهای سال 93 روباهم سپری میکنیم،انقدذوق
و اشتیاق داری که نگو.مخصوصآواسه خونه تکونی.همش میگفتی پس کی
ما خونمون رو تمیزمیکنیم دیدی خونه ی مادرجون همه چیزرو شستن،گفتی
مامان ماهم باید تموم ظرفهاو دکورامون رو بشوریم .منم بهت گفتم که خونه ی
ما تمیزه، آخه فدات شم من هرروز دارم خونه تکونی میکنم.

به خاطر دل تو و تغییر دکورمجبورشدم خونه رو بهم بریزم تا تو خوشحال
بشی .!حنان جون داریم آخرین روزهای سال رو پشت سرمیزاریم،خیلی ها
دلشون شاد شد،خیلی هادلشون شکست،خیلی ها اومدن و خیلی ها
هم رفتن،بیا دعاکنیم توی این عید دل هیشکی غم نداشته باشه،هیچ
پدری شرمنده زن و بچه اش نباشه شب عیدی.وهمه بادل خوش سرسفره
هفت سین بشینن.
آمییییییییین
![]()
امشب باهات صحبت کردم و گفتم که عزیزدلم ،خیلی هاخونه تکونی کردن،
خریدکردن،چیزایی که ضروری نبودخریدن،فرش نویی که دلشون رو زده بود
عوض کردن،باهاش مبل و پرده ست کردن،همین هایی که دلشون رو زده بود
آرزوی یه خونواده ی فقیربود،ای کاش مابه فکرهم باشیم،به فکرمریض هایی
که شب عیدی توی بیمارستان پول دارو ندارن باشیم .اونایی که سرپناه
ندارن باشیم،بهم قول بده اگه یه روزی به جایی رسیدی بقیه رو فراموش
نکنی .شادی خودتو بابقیه تقسیم کنی.اون موقع دل منه مادررو شاد کردی.
فدات بشم که دل مهربونی داری و یادت باشه پسر منی.

واما اینم از عکس امشبت خونه ی مادرجون،کفش عمه حدیث رو
پوشیدی وهی باهاش کج و کوله شدی و گفتی شما چطورکفش پاشنه
بلندمیپوشید؟؟؟!!![]()

وهمین طور نمره فاینالت از توی سایت کانون،مرسی عزیزدل مااااااااادر

خبر دارم ... که در فردای فرداها بهاربهترینی هست ...
دری را میگشایی پشت آن ، درهای دیگر هم ...
خبر دارم ... گشوده میشود آن آخرین در هم ...
بهاری پشت آن در لحظهها را می شمارد باز ...
و هر قفلی کلیدی تازه دارد باز ...
من از دیروزهای رفته دانستم ...
که در امروز ما تقدیر فردا آفرینی هست ...
خبر دارم ... بهار بهترینی هست .......
![]()



خونه تکونی دل.. 


